با افزایش اختلال در مسیرهای دریایی منطقه، مرزهای زمینی ایران بار دیگر به یکی از موضوعات مهم در بحث تجارت خارجی تبدیل شدهاند. در این میان، ترکیه به دلیل هممرزی با ایران، ارتباط جادهای با بخشهایی از اروپا و برخورداری از زیرساختهای حملونقل و ترانزیت، جایگاه ویژهای دارد. اما آیا افزایش جابهجایی کالا از مسیر ترکیه میتواند بخشی از فشار واردشده بر تجارت ایران را کاهش دهد؟ پاسخ به این پرسش، بیش از هر چیز به نوع کالا، ظرفیت پایانههای مرزی، هزینه حمل، تشریفات گمرکی و امکان تأمین کالا از مبدأهای جایگزین بستگی دارد.
چرا مسیر ترکیه دوباره در کانون توجه تجارت ایران قرار گرفته است؟
بخش مهمی از تجارت دریایی ایران به بنادر جنوبی و مسیرهای مرتبط با خلیج فارس وابسته است. هرگونه اختلال در این مسیرها میتواند برنامه واردات مواد اولیه، قطعات صنعتی، کالاهای واسطهای و محصولات مصرفی را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، شرکتهای بازرگانی و فعالان زنجیره تأمین ناچارند علاوه بر مسیرهای معمول، گزینههای زمینی و منطقهای را نیز بررسی کنند.

گزارشهای منتشرشده در هفتههای اخیر از افزایش فشار بر مرزهای زمینی ایران و ترکیه در پی محدودیتهای مسیرهای دریایی خبر دادهاند. در گزارش آسوشیتدپرس درباره مرز گوربولاک ترکیه در سپتامبر ۲۰۲۶، از صف کامیونها و انتظار چندروزه برخی رانندگان در گذرگاه مرزی سخن گفته شده است. این وضعیت نشان میدهد که افزایش تقاضا برای حمل زمینی، اگر سریعتر از ظرفیت عملیاتی مرزها باشد، میتواند خود به عامل تأخیر تبدیل شود.
بنابراین، اهمیت ترکیه فقط به همسایگی جغرافیایی محدود نیست؛ این کشور میتواند نقطه اتصال بخشی از جریان تجارت ایران با بازارهای ترکیه و اروپا باشد. با این حال، تبدیلشدن این ظرفیت بالقوه به راهکاری عملی، به هماهنگی میان حملونقل، گمرک، شرکتهای لجستیکی و واردکنندگان نیاز دارد.
مرز بازرگان؛ گذرگاهی مهم با ظرفیتهایی که باید تقویت شوند
گذرگاه بازرگان در سمت ایران و گوربولاک در سمت ترکیه، یکی از مهمترین دروازههای زمینی مبادله و ترانزیت کالا میان دو کشور است. این مسیر برای حمل محمولههای تجاری و همچنین جابهجایی کالا میان ایران، ترکیه و مقاصد فراتر از آن اهمیت دارد. از همین رو، عملکرد این مرز میتواند بر زمان تحویل، هزینه حمل و قابلیت برنامهریزی زنجیره تأمین اثر بگذارد.
در اوت ۲۰۲۶، اتحادیه اتاقها و بورسهای کالای ترکیه از برگزاری نشست مشترک مقامهای دو کشور برای بررسی مشکلات عبور کامیونها و تأخیرهای مرزی خبر داد. موضوعاتی مانند افزایش تدریجی تردد کامیونها، استفاده از کارنه تیر و توسعه سازوکار الکترونیکی تیر یا e-TIR در این مذاکرات مطرح شدهاند. طرح چنین موضوعاتی نشان میدهد که تسهیل تجارت زمینی تنها به وجود جاده وابسته نیست؛ هماهنگی اسناد و رویههای گمرکی نیز بخش مهمی از ظرفیت واقعی یک کریدور را تعیین میکند.
افزایش ظرفیت پایانههای مرزی، کاهش دوبارهکاریهای اداری، تبادل الکترونیکی اطلاعات و هماهنگی ساعت و رویههای کاری دو طرف میتواند به کاهش زمان توقف کامیونها کمک کند. در مقابل، اگر این اصلاحات متناسب با رشد تقاضا پیش نروند، انتقال بخشی از بار از دریا به جاده ممکن است صفهای طولانیتر و هزینههای پیشبینینشده ایجاد کند.
کدام کالاها بیشتر از مسیر زمینی ترکیه منتفع میشوند؟
حمل زمینی برای همه کالاها و همه مسیرها بهترین گزینه نیست. انتخاب روش حمل باید با توجه به ارزش محموله، وزن و حجم، حساسیت زمانی، الزامات نگهداری، مقررات واردات و هزینه نهایی انجام شود. برای نمونه، قطعات یدکی ضروری، برخی مواد اولیه تولید، نمونههای تجاری و محمولههایی که تأخیر در تحویل آنها هزینه عملیاتی بالایی دارد، ممکن است از بررسی مسیر زمینی سود ببرند؛ البته به شرط آنکه مسیر، مجوزها و امکان عبور کالا از مرز از پیش بررسی شده باشد.
در مقابل، کالاهای حجیم و کمارزش ممکن است در برابر افزایش هزینه حمل جادهای حساستر باشند. برای چنین محمولههایی، تفاوت نرخ حمل بهازای هر واحد کالا میتواند تعیینکننده باشد. همچنین کالاهای دارای شرایط خاص حمل، محصولات حساس به دما یا محمولههایی که به مجوزهای تخصصی نیاز دارند، پیش از انتخاب مسیر باید از نظر تجهیزات، زمان توقف و الزامات قانونی ارزیابی شوند.
به همین دلیل، واردکنندهای که قصد دارد بخشی از تأمین خود را از بازار ترکیه انجام دهد، باید پیش از ثبت سفارش، هزینه خرید را از هزینه انتقال جدا نکند؛ معیار تصمیمگیری، هزینه نهایی رسیدن کالای مجاز به مقصد است. در این محاسبه، قیمت کالا، حمل داخلی در کشور مبدأ، کرایه بینالمللی، بیمه، هزینههای گمرکی و ترخیص و هزینههای احتمالی توقف باید در نظر گرفته شوند.
از تأمین کالا تا تحویل در ایران؛ زنجیرهای فراتر از کرایه کامیون
بخشی از ظرفیت مسیر ترکیه به امکان خرید کالا از فروشندگان این کشور و تجمیع محمولهها مربوط میشود. برای خریداران کسبوکارها و حتی مشتریانی که از فروشگاههای اینترنتی ترکیه خرید میکنند، مسئله فقط انتخاب فروشنده نیست؛ باید مشخص باشد سفارش از کدام شهر جمعآوری میشود، چه کسی آن را تحویل میگیرد، اسناد لازم چیست و انتقال آن به ایران تحت چه شرایطی امکانپذیر است.
برای مثال، افرادی که قصد خرید از آمازون ترکیه و ارسال سفارش به ایران را دارند، بهتر است پیش از پرداخت، امکان ارسال سفارش به نشانی موردنظر، محدودیتهای کالایی، هزینههای دریافت و تجمیع مرسوله و شرایط حمل برونمرزی را بررسی کنند. خرید از یک فروشگاه آنلاین لزوماً به معنی امکان ارسال مستقیم کالا به ایران نیست و روش انتقال باید متناسب با نوع محصول و مقررات جاری تعیین شود.
در محمولههای تجاری نیز هماهنگی میان فروشنده، انبار، شرکت حمل، اظهارکننده و گیرنده اهمیت زیادی دارد. اطلاعات ناقص فاکتور، مغایرت در شرح کالا، آمادهنبودن مدارک یا مشخصنبودن مسئولیت هزینههای مرزی ممکن است حتی در مسیری که از نظر جغرافیایی کوتاه به نظر میرسد، تأخیر ایجاد کند. در نتیجه، برنامهریزی لجستیکی باید پیش از حرکت محموله آغاز شود، نه پس از رسیدن آن به مرز.
حمل بار به ترکیه و باربری از ترکیه چه تفاوتهایی دارند؟
مسیر ایران و ترکیه دو جهت متفاوت دارد و نیازهای عملیاتی هر جهت الزاماً یکسان نیست. در حمل بار به ترکیه، صادرکننده یا فرستنده باید شرایط پذیرش محموله در مقصد، اسناد تجاری، مقررات ورود کالا و مسئولیتهای مربوط به تحویل را بررسی کند. در سوی مقابل، باربری از ترکیه برای واردکننده ایرانی معمولاً با پرسشهایی درباره دریافت کالا از فروشنده، تجمیع محموله، انتخاب مسیر، تشریفات ورود و هزینه نهایی همراه است.
در هر دو جهت، نمیتوان یک نرخ یا زمان تحویل ثابت را برای تمام محمولهها در نظر گرفت. مبدأ و مقصد دقیق، نوع کالا، ابعاد و وزن، شیوه بستهبندی، نیاز به کامیون اختصاصی یا حمل اشتراکی، مدارک و وضعیت مرز در زمان ارسال بر برآورد نهایی اثر میگذارند. به همین علت، دریافت پیشنهاد قیمت معتبر باید بر اساس مشخصات واقعی محموله و شرح روشن خدمات انجام شود.
محدودیت اصلی: مسیر زمینی جایگزین کامل تجارت دریایی نیست
هرچند مسیر ترکیه میتواند برای بخشی از محمولهها گزینهای مهم باشد، ظرفیت حمل جادهای از نظر حجم، تعداد وسایل نقلیه، زیرساخت مرزی و هزینه با حمل دریایی تفاوت دارد. کشتیها قادرند حجم بزرگی از کالا را در یک سفر جابهجا کنند؛ انتقال همان حجم به جاده به تعداد زیادی کامیون، ظرفیت بیشتر پایانهها، سوخت، راننده، فضای پارک و زمان بیشتر برای تشریفات نیاز خواهد داشت.
از سوی دیگر، افزایش تقاضا برای کامیون و خدمات مرزی میتواند هزینه حمل را بالا ببرد. صفهای مرزی، کمبود ظرفیت ناوگان، تغییر مقررات، نیاز به عبور از چند حوزه گمرکی و هزینههای جانبی از جمله عواملی هستند که باید در محاسبه زمان و هزینه لحاظ شوند. گزارشهای اخیر از مرز ترکیه و ایران نیز نشان میدهند که رشد تردد، بدون بهبود همزمان ظرفیت عملیاتی، لزوماً به معنای تحویل سریعتر نیست.
محدودیت دیگر به ماهیت کالا مربوط است. بعضی کالاها به دلیل وزن بالا، حجم زیاد، مقررات خاص یا ساختار زنجیره تأمین، بهآسانی از مسیر دریایی به مسیر جادهای منتقل نمیشوند. همچنین دسترسی به بازار ترکیه بهتنهایی تضمین نمیکند که کالاهای موردنیاز ایران در این کشور موجود باشند یا بتوان آنها را با قیمت رقابتی تهیه کرد. ترکیه میتواند مبدأ خرید، مسیر ترانزیت یا نقطه تجمیع کالا باشد؛ اما این سه نقش یکسان نیستند و هرکدام به بررسی جداگانه نیاز دارند.
آیا مسیر ترکیه هزینه تجارت ایران را کاهش میدهد؟
پاسخ قطعی و یکسانی برای همه محمولهها وجود ندارد. در برخی موارد، مسیر زمینی میتواند به کاهش زمان تأمین یا ایجاد گزینهای جایگزین برای کالای ضروری کمک کند. در موارد دیگر، افزایش کرایه جادهای، هزینه انبارداری، تأخیر مرزی یا هزینه خرید از واسطهها ممکن است مزیت آن را کاهش دهد. بنابراین، مقایسه صرف کرایه حمل کافی نیست و باید هزینه کل و ریسک هر گزینه سنجیده شود.
برای تصمیمگیری دقیقتر، واردکنندگان میتوانند دستکم سه سناریو را بررسی کنند: ادامه استفاده از مسیر معمول، انتقال محموله از مسیر زمینی ترکیه و استفاده از ترکیبی از مسیرها برای کالاهای مختلف. در هر سناریو باید زمان احتمالی تحویل، هزینه حمل و بیمه، هزینههای گمرکی، احتمال توقف، امکان رهگیری و پیامد تأخیر بر تولید یا فروش مشخص شود. این مقایسه بهویژه برای بنگاههایی اهمیت دارد که کمبود یک قطعه یا ماده اولیه میتواند فعالیت چند بخش دیگر را متوقف کند.
چه اقداماتی میتواند کارایی کریدور ایران و ترکیه را افزایش دهد؟
تقویت مسیر زمینی فقط با افزایش تعداد کامیونها محقق نمیشود. هماهنگی پایدار میان گمرکهای دو کشور، توسعه تبادل الکترونیکی اسناد، کاهش مغایرتهای اداری، اطلاعرسانی شفاف درباره زمان انتظار و مدیریت بهتر صفها میتواند از توقفهای غیرضروری بکاهد. گسترش سازوکارهایی مانند e-TIR نیز در صورت اجرای هماهنگ و رفع مشکلات اجرایی، ظرفیت بهبود عبور فرامرزی را دارد.
در سطح بنگاهها نیز پیشبینی زودهنگام نیاز به کالا، آمادهسازی اسناد پیش از بارگیری، انتخاب شرکت حمل بر مبنای تجربه مرتبط با نوع محموله و توافق شفاف درباره هزینههای احتمالی اهمیت دارد. شرکتها همچنین باید از وابستگی کامل به یک مسیر یا یک تأمینکننده پرهیز کنند؛ تنوعبخشی به منابع خرید و گزینههای حمل میتواند اثر اختلالهای ناگهانی را کاهش دهد، هرچند حذف کامل ریسکهای سیاسی، مرزی و تجاری ممکن نیست.
مسیر ترکیه؛ فرصتی مهم، اما نه راهحلی بدون محدودیت
ترکیه به دلیل موقعیت جغرافیایی و ارتباط زمینی با ایران، میتواند بخشی از گزینههای لجستیکی فعالان تجارت خارجی را متنوع کند. اهمیت این مسیر در شرایط اختلال دریایی بیشتر میشود، اما ظرفیت آن نامحدود نیست و نمیتوان انتظار داشت همه کالاها، در هر حجمی و با هر هزینهای از این مسیر منتقل شوند.
نتیجه عملی برای واردکنندگان و صادرکنندگان روشن است: مسیر ترکیه باید بر اساس نوع کالا، مقصد، زمان موردنیاز و هزینه واقعی ارزیابی شود. در سطح کلان نیز سرمایهگذاری در زیرساخت مرزی، هماهنگی گمرکی و شفافیت اطلاعات میتواند تعیین کند که این کریدور تا چه اندازه قادر است فشار ناشی از اختلال مسیرهای دیگر را جذب کند. در نهایت، مزیت پایدار نه در جایگزینکردن شتابزده یک مسیر با مسیر دیگر، بلکه در ایجاد شبکهای متنوع، قابل پیشبینی و هماهنگ از مسیرهای تجاری شکل میگیرد.
منابع مورد استفاده برای بخش زمینه و وضعیت مسیرها: گزارش آسوشیتدپرس درباره ازدحام مرز ترکیه و ایران در سپتامبر ۲۰۲۶؛ اطلاعیه اتحادیه اتاقها و بورسهای کالای ترکیه درباره نشست مرزی گوربولاک–بازرگان در اوت ۲۰۲۶؛ و گزارش اتحادیه بینالمللی حملونقل جادهای درباره کریدورهای زمینی ترکیه، ایران و آسیای مرکزی.
پایان رپورتاژ آگهی-مجله خبری چیچک

مسعود رجبی
دبیر گروه اجتماعی و خبرنگار ارشد
مسعود رجبی روزنامهنگار و خبرنگار حوزه اجتماعی است که بیش از ۱۴ سال سابقه فعالیت حرفهای در زمینه گزارشهای میدانی، خبرنگاری تحقیقی و پوشش مسائل اجتماعی دارد. بخش مهمی از فعالیت او به بررسی چالشهای شهری، آسیبهای اجتماعی، دغدغههای شهروندان و روایت مسائل کمتر دیدهشده جامعه اختصاص دارد.
رجبی دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی و کارشناسی روزنامهنگاری از دانشگاه صداوسیما است. او همچنین دورههای تخصصی مرتبط با خبرنگاری تحقیقی، گزارشنویسی در شرایط ویژه و اصول اخلاق حرفهای رسانه را گذرانده است.
فعالیت رسانهای او از اوایل دهه ۸۰ با خبرنگاری میدانی آغاز شد و در طول این سالها گزارشهای متعددی درباره موضوعاتی مانند مسائل شهری، حاشیهنشینی، کودکان کار، آسیبهای اجتماعی و مشکلات گروههای کمبرخوردار جامعه تهیه کرده است. برخی از گزارشهای او با هدف افزایش توجه عمومی و پیگیری مسائل از سوی نهادهای مسئول منتشر شدهاند.
او از سال ۱۳۹۵ به عنوان دبیر گروه اجتماعی و خبرنگار ارشد در مجله خبری چیچک فعالیت میکند و در حوزه تولید گزارشهای تحلیلی و میدانی درباره رویدادهای اجتماعی نقش دارد.
حوزههای تخصصی مسعود رجبی شامل خبرنگاری تحقیقی، گزارشنویسی اجتماعی، مستندسازی مسائل شهری، تحلیل چالشهای جامعه و گفتوگو با گروههای مختلف اجتماعی است.
در فعالیتهای رسانهای خود، او بر مشاهده مستقیم، بررسی دقیق منابع، گفتوگو با افراد مرتبط با موضوع و ارائه تصویری واقعی و مسئولانه از مسائل اجتماعی تأکید دارد.