یک دکترای جامعهشناسی اقتصادی و توسعه در یادداشتی تأکید میکند: جنگ فرصتی برای خلق جامعهای با ظرفیت عظیم است که با تحول همزمان در ذهنیتها و نهادها، میتواند پیروزی نظامی را به اقتصادی و صنعتی پیوند بزند و اقتصاد آینده را بر پایه انسان جدید بنا کند.
اقتصاد آینده در گرو خلق انسان جدید؛ تقاطع تحول ذهنی و نهادی
به گزارش خبرگزاری مهر، ریحانه نادری نژاد، دکترای جامعهشناسی اقتصادی و توسعه، در یادداشتی نوشت: جنگ، صرفنظر از ابعاد نظامی، لحظهای تاریخی و آستانهساز است؛ زمانی که میتواند جامعه را در بند گذشته نگه دارد یا آن را قادر سازد تا از مسیر طی شده جدا شود و تاریخ جدیدی بسازد. جامعهای که در میانه جنگ، سطحی کمنظیر از همبستگی، اعتماد و امید به آیندهای مستقل نشان میدهد، صاحب ظرفیتی عظیم است که در شرایط عادی شکلگیری آن دشوار است.

وی پرسش اصلی را اینگونه مطرح میکند: چگونه میتوان این انرژی عظیم اجتماعی را به تابآوری در جنگ و نیروی سازندگی در پساجنگ تبدیل کرد؟ چگونه میتوان پیروزی نظامی را به پیروزی اقتصادی و صنعتی پیوند زد؟ پاسخ در یک «تقاطع» نهفته است: همزمانی تحول در ذهنیتها و تحول در نهادها.
ساختن ذهنیت جدید؛ رهایی از الگوی بقا برای رسیدن به انسان اقتصادی جدید
نادری نژاد تأکید میکند: تحول پایدار اقتصادی بدون تغییر در فرهنگ و ذهنیت ممکن نیست. زیست تاریخی ایرانیان در چرخههای بیثباتی، اقتصاد نفتی و شرایط پرریسک، نوعی «الگوی ذهنی بقا» را شکل داده است که در آن فرد به احتیاط مفرط، سود کوتاهمدت و پرهیز از ریسک مولد گرایش دارد. برای ورود به مدار توسعه، کشور نیازمند «انسان اقتصادی جدید» است؛ انسانی که بر پایه باور به توان ملی، یادگیری مستمر، همکاری جمعی و انضباط شکل گرفته باشد.
ساختن قواعد و نهادهای جدید؛ از تضمین امنیت اقتصادی تا اصلاح نظام مشوقها
این دکترای جامعهشناسی اقتصادی تأکید میکند: در دنیای واقعی، توسعهیافتگی استثناست، نه قاعده. برای تبدیل انرژی جنگ به موتور توسعه، باید قواعدی پایدار طراحی کرد که فعالیتهای مولد را پاداش و رفتارهای غیرمولد را محدود کنند. مهمترین این قواعد عبارتند از:
- تضمین امنیت اقتصادی و بازگرداندن پیشبینیپذیری به اقتصاد از طریق شفافیت در قوانین
- اصلاح نظام مشوقها با هدف سودآورتر کردن کار مولد و نوآوری نسبت به فعالیتهای غیرمولد
نادری نژاد در پایان خاطرنشان کرد: تغییر نهادها بدون پذیرش ذهنیت جدید، به ساختارهای خشک و ناکارآمد میانجامد و تغییر ذهنی بدون نهادسازی مناسب نیز در خلأ میماند. جامعه ایران در سختترین شرایط توانسته انسجام خود را حفظ کند و ظرفیت آن را دارد که این سرمایه را به بنیان یک اقتصاد پیشرفته تبدیل کند. اگر این فرصت تاریخی با نهادسازی هوشمندانه و تغییر ذهنیت جمعی همراه شود، پیروزی نظامی به نقطه آغاز دورهای درخشان بدل خواهد شد.

مسعود رجبی
دبیر گروه اجتماعی و خبرنگار ارشد
مسعود رجبی روزنامهنگار و خبرنگار حوزه اجتماعی است که بیش از ۱۴ سال سابقه فعالیت حرفهای در زمینه گزارشهای میدانی، خبرنگاری تحقیقی و پوشش مسائل اجتماعی دارد. بخش مهمی از فعالیت او به بررسی چالشهای شهری، آسیبهای اجتماعی، دغدغههای شهروندان و روایت مسائل کمتر دیدهشده جامعه اختصاص دارد.
رجبی دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی و کارشناسی روزنامهنگاری از دانشگاه صداوسیما است. او همچنین دورههای تخصصی مرتبط با خبرنگاری تحقیقی، گزارشنویسی در شرایط ویژه و اصول اخلاق حرفهای رسانه را گذرانده است.
فعالیت رسانهای او از اوایل دهه ۸۰ با خبرنگاری میدانی آغاز شد و در طول این سالها گزارشهای متعددی درباره موضوعاتی مانند مسائل شهری، حاشیهنشینی، کودکان کار، آسیبهای اجتماعی و مشکلات گروههای کمبرخوردار جامعه تهیه کرده است. برخی از گزارشهای او با هدف افزایش توجه عمومی و پیگیری مسائل از سوی نهادهای مسئول منتشر شدهاند.
او از سال ۱۳۹۵ به عنوان دبیر گروه اجتماعی و خبرنگار ارشد در مجله خبری چیچک فعالیت میکند و در حوزه تولید گزارشهای تحلیلی و میدانی درباره رویدادهای اجتماعی نقش دارد.
حوزههای تخصصی مسعود رجبی شامل خبرنگاری تحقیقی، گزارشنویسی اجتماعی، مستندسازی مسائل شهری، تحلیل چالشهای جامعه و گفتوگو با گروههای مختلف اجتماعی است.
در فعالیتهای رسانهای خود، او بر مشاهده مستقیم، بررسی دقیق منابع، گفتوگو با افراد مرتبط با موضوع و ارائه تصویری واقعی و مسئولانه از مسائل اجتماعی تأکید دارد.